عبدالله نجاشی از دوستداران و پیروان
ششمین پیشوای شیعیان، امام صادق-علیه السلام- بوده است. او در عصر خلافت عباسی
، به استانداری اهواز منصوب میشود. عبدالله در نامهای از امام صادق-علیه السلام-
راهنمایی و نصیحت میطلبد و در نامهای خطاب به امام مینویسد: «من به
ولایت اهواز مبتلا شدم و از آقا و مولای خود میخواهم حد و حدود من را مشخص
نماید تا بفهمم با چه عملی به خدا نزدیک شوم و چگونه بیت المال را خرج کنم
و به چه کسی اعتماد نمایم و چه کسی را اهل سرّ خود قرار دهم…».
امام صادق-علیه السلام- در پاسخ به این نامه نیز بعد از دعا در حق عبدالله میفرمایند:
« خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم
خوشحال کرد و هم ناراحت، علت خوشحالی این است که شاید خداوند به وسیلهی تو
به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید …
- و اما ناراحتیام به این دلیل است که مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتکب شوی که باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی !!!
- بدان که خلاص و رهایی تو در حفظ خون
مومنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در
تأنی و معاشرت نیکو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت.
-مواظب باش سخن چینان و افراد دو
بهم زن، خود را به تو نچسبانند که در این صورت خدا بر تو غضب خواهد نمود و
آبرویت را خواهد برد.
- انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته
باشد، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حکومت اسلامی صرفا نگاه به یک
موقعیت خطیری است که مایهی آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود
چنین ایمان و عقلی، انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این که برای
بدست آوردن آن رقابت کند یا خدای نکرده برای رسیدن به آن مرتکب حرام شود.
- در امور و کارها تنها به کسی اعتماد کن
که امتحان پس داده باشد و او را آزموده باشی و اهل بصیرت باشد، یاران خود
را خوب تشخیص بده و همه را بیازمای!
- مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج کنی و
مثلا به شاعران متملق یا دلقکان دهی، جوائز و هدایای تو باید به کارمندان
و زحمتکشان داده شود.
- مبادا چیزی از طلا و نقره برای خود بیاندوزی!
- هیچ گاه سیر کردن شکمهای گرسنه که آتش غضب خدا را خاموش میکند کوچک مشمار! چرا که رسول خدا -صلی الله علیه وآله- فرمود: ایمان ندارد کسی که شب سیر بخوابد در حالی که همسایه او گرسنه باشد!
-بگذار از پستی دنیا به تو خبر دهم:
وقتی حسین بن علی- علیهماالسلام -به سمت کوفه روان شد ابن عباس او را به خدا قسم داد که مرو کشته میشوی! حسین بن علی -علیهماالسلام- فرمود: من
خود، جایگاه کشته شدنم را بهتر از تو میدانم و جز فراق دنیا از آن برایم
چیزی نمانده! ای ابن عباس آیا میخواهی داستان امیرالمومنین-علیه السلام- و
دنیا را برای تو بازگو کنم؟
گفت: بله، به جانم قسم که دوست دارم بشنوم.فرمود: امیرالمومنین- علیه السلام- به من فرمود:
روزی در هنگامی که فدک تحت اختیار فاطمه
-علیهالسلام- بود به همراه بیلی در قسمتی از آن مشغول کار بودم که ناگهان
زنی بسیار زیبا در مقابلم آشکار شد که جمالش دلربا بود… آن زن به من گفت:
آیا میخواهی با من ازدواج نمایی تا از این بیل راحت شوی و تمام گنجهای
زمین را به رویت بگشایم؟!به او گفتم: تو کیستی؟گفت: من دنیا هستم!به او گفتم که برو و شوی دیگری طلب کن، تو در شأن من نیستی و با بیل خود مشغول به کار شدم و اشعاری را زیر لب زمزمه نمودم … امیرالمونین-علیه السلام- از دنیا خارج شد در حالی که حق هیچ بندهای بر گردن او نبود و سایر ائمه- علیهم السلام- نیز این چنین بودند.
- ای نجاشی- مواظب باش مومنی را نترسانی به فریاد مومنین برس! چرا که پیامبر- صلی الله علیه وآله- فرمود:
کسی که به فریاد مومنی برسد خداوند در
قیامت به فریاد او خواهد رسید. کسی که یک حاجت برادر مومن خود را برآورده
کند خداوند حاجات کثیرهی او را برآورده خواهد کرد. کسی که مومنی را لباس
بپوشاند یا سیر کند یا او را بر مرکب خود سوار نماید یا وسائل ازدواج او را
فراهم نماید، خداوند او را از لباسها و غذاها و مرکبها و همسران بهشتی
عنایت کند … کسی که برادر مومنش را به خاطر خدا زیارت کند زائر خدا خواهد
بود.
- مبادا لغزش مومنین را پیگیری کنی که خدا
نیز با تو چنین خواهد کرد! کمترین مرحلهی کفر این است که انسان کلامی را
از برادر مومنش بشنود و آن را به خاطر نگه دارد تا روزی او را رسوا کند! »