

در مورد دوران جوانی پیامبر میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
پیمان جوانمردان
یكی از وقایع مهمّ زنگی پیامبر قبل از بعثت، شركت ایشان در پیمانی به نام پیمان جوانمردان است.
قبیلههای ساكن در مكّه با یكدیگر خویشاوند بودند و پیمانهایی در میانشان وجود داشت. به این دلیل و دلایل دیگر، هر قبیله از تعرّض قبیلهی دیگر مصون بود. امّا اگر غریبی به شهر میآمد و به او ستمیمیرسید، هیچ مدافع و فریادرسی نداشت.
یك بار مردی از قبیلهای كوچك برای تجارت به مكه آمد، در مكه عاصِبنوائِل از او كالایش را خرید، امّا بهایش را نپرداخت. مرد غریبه در برابر ظلمی كه به او شده بود از قریش یاری خواست، امّا هیچ كس به فریادش نرسید.
این حادثه در گروهی از جوانان مكّه تأثیر جدّی ایجاد كرد، از این رو چند تن از جوانان قریش در خانهی یكی از بزرگان خود جمع شدند و پیمانی بستند كه به موجب آن نگذارند به هیچ غریبی در شهر مكّه ستمی برسد. و در برابر هر ستم آن قدر بایستند تا حق به حقدار باز گردد و نام این پیمان حِلفّ الفُضول قرار داده شد. پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- نیز در این پیمان شركت كردند )ایشان از اعضای اصلی این پیمان بودهاند)، كه بعدها از آن به نیكی یاد مینمودند.
در رسم عرب نبود كه در هنگام غذا خوردن و آشامیدن نام خدا را ببرند، امّا برخلاف آنها پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- از همان سنین طفولیت عادت داشتند كه تا نام خدا را نمیبرند، نمیخوردند و نمیآشامیدند و هنگامیكه از طعام دست میكشیدند، شكر خدا را میكردند.
حضرت خدیجه -سلام الله علیها-
قبل از این كه در مورد ازدواج پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- با حضرت خدیجه -سلام الله علیها- مطالبی بیان گردد لازم است تا مختصری با آن بزرگوار و خصوصیاتشان آشنا شویم.
حضرت خدیجه اوّلین بانویی است كه دعوت رسول گرانقدر را لبّیك گفت و به پیام آسمانی آن حضرت پاسخ مثبت داد.
به نقل از مورخّان، ایشان 68 سال پیش از هجرت متولّد شدهاند. (كه البتّه نقلهای دیگری در این زمینه وجود دارد.) پدر آن حضرت خُوُیلِدبناسد و مادر ایشان فاطمه دختر زائِده بوده كه از جهت پدر با پیامبر نسبت خویشاوندی داشتهاند.
بنا بر تحقیق پارهای از محقّقان حضرت زهرا -سلام الله علیها- تنها دختر ایشان بودهاند امّا عموم مورّخان برای ایشان فرزندان دیگری ذكر میكنند.
حضرت خدیجه -سلام الله علیها- از اخلاق پسندیده و صفات برجسته برخوردار بوده و به اندیشمندی و تیز هوشی و پاكدامنی نام و نشان داشتهاند تا آنجا كه در دوران جاهلیّت، كه در میان مردم رسومیچون دختركُشی رواج داشته و زنان از اهمیّت كمیبرخوردار بوده و فساد در میان آنان وجود داشت، از آن بانو به عنوان طاهره - یعنی پاك - یاد میشد. البتّه برای ایشان القاب دیگری چون مباركه و سیّده نساء قریش (بانوی زنان قریش) نیز ذكر كردهاند.
حضرت خدیجه -سلام الله علیها- كه از بزرگترین ثروتمندان قریش به شمار میرفتند، به تجارت میپرداختند. بدین صورت كه افرادی را با اموال خویش به شهرهای دیگر چون یمن میفرستادند و آن مردان به داد و ستد پرداخته و در سود این تجارت با حضرت خدیجه -سلام الله علیها- شریك میشدند.
امّا با این كه تمام بزرگان قریش مایل به ازدواج با آن حضرت بودند، ایشان شخصاً از پیامبر كه از نظر مالی تفاوت چشمگیری با ایشان داشتند، تقاضای ازدواج كرده و پس از ازدواج با آن حضرت تمام مال و ثروت خویش را در راه نشر حقایق دین در اختیار همسر گرامیش - پیامبر اسلام -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- قرار دادند، تا آنجا كه رسول خدا فرمودند:
ما نَنفَعُنی مالٌ قَطُّ مِثلَ ما نَفَعُنی مالُ خَدیجهُ؛ هیچ مالی چون مال خدیجه مرا سود نبخشید.
در سال ششم بعثت كه قریش رسول الله -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- و بنیهاشم را در شعب ابوطالب تحت محاصره شدید قرار داد، حضرت خدیجه -سلام الله علیها- با استفاده از دارایی و نفوذ خویش در میان قریش به یاری محاصرهشدگان شتافتند و به اندازهای از مال خود بخشیدند كه سرانجام خودشان نیز به سختی افتادند و همانطور كه در تاریخ آمده است از آن ثروت فراوان در هنگام مرگ چیزی به جا نمانده بود.
مقام و منزلت این بانوی بزرگ اسلام در صدر زنان جهان قرار گرفته و روایتهای مختلفی ایشان را، هممرتبه حضرت مریم مادر گرامیحضرت عیسی -علیه السّلام- دانسته و از آن حضرت به عنوان یكی از چهار زن برتر یاد كرده است. در روایتی از پیامبر است كه میفرمایند:
»اَفضَلُ نِساءِ الجنّهِ اَربُعّ: خَدیجُهّ بِنتُ خوُیلِد، فاطمهّ بِنتُ مّحُمد، و مُریمّ بنتُ عِمرانُ و آسیهّ بِنتُ مّزاحِمُ، امراَهّ فِرعُونُ»؛ برترین زنان بهشت چهار نفر باشند، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون.
همچنین چندین بار نقل شده كه جبرئیل - فرشتهی وحی - بر پیامبر اكرم نازل شده و از جانب خدای تبارك و تعالی برای آن حضرت پیام سلام آورده است، كه این امر اشاره به عظمت آن بزرگوار دارد زیرا همانطور كه در قرآن آمده است خداوند بر انبیا بزرگ خویش سلام فرستاده است.
جبرئیل گفته است: ای محمّد، بر خدیجه از جانب پروردگارش سلام بر خوان. پس پیغمبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- گفت: ای خدیجه این جبرئیل است كه از پروردگارت بر تو سلام میگوید. پس خدیجه گفت: خداوند خود سلام است و سلام از اوست و بر جبرئیل سلام باد.
حضرت خدیجه -سلام الله علیها- از مقام خاصّی نزد پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- برخوردار بودند؛ به طوری كه تا هنگامیكه ایشان زنده بودند، پیامبر ازدواج نكردند. در منزلت آن بانو همین بس كه پیامبر سال فوت ایشان را كه مصادف با وفات حضرت ابوطالب -علیه السلام- نیز بود، عامالحزن یعنی سال غم یاد كردند.
بعد از فوت ایشان نیز همانطور كه در تاریخ روایت شده است، پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- از ایشان بارها و بارها به نیكی یاد میكردند.
از عایشه - یكی از زنان پیامبر - است كه گفت: رسول الله از خانه بیرون نمیآمد جز این كه خدیجه را یاد میكرد و از او به نیكی ستایش مینمود.
در نقل دیگری از عایشه است: «هر گاه رسول خدا گوسفندی را ذبح میكرد میگفت: آن را برای دوستان خدیجه بفرستید. پس روزی علّت این امر را پرسیدم. گفت: من دوست خدیجه را هم دوست میدارم.«
حال پس از ذكر این مختصر و آشنایی با عُلُوّ مقام حضرت خدیجه به روشنی میتوان دریافت كه از چه رو این افتخار نصیب ایشان گشته تا همسر گرامی رسول خدا و مادر حضرت زهرا -سلام الله علیها- - بانوی بانوان عالم- باشند.
ازدواج پیامبر اكرم با حضرت خدیجه -علیهاالسلام-
همانطوری كه در قسمت پیشین بدان اشاره شد حضرت خدیجه -سلام الله علیها- بازرگان بودند و از ثروتمندان قریش به شمار میرفتند. ایشان گروهی از مردان را برای تجارت به شهرهای مختلف فرستاده و آنها پس از داد و ستد با اموال آن بانو در سود این عمل با ایشان سهیم میشدند.
چون حضرت خدیجه -سلام الله علیها- از راستگویی و امانتداری و صفات پسندیده رسول خدا -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- (كه زبانزد خاص و عام بود) اطّلاع یافتند به ایشان پیشنهاد دادند كه برای تجارت به سوی شام رفته و سهمیبیشتر از تاجران دیگر برگیرند.
پیامبر نیز پذیرفتند و به همراه میسره - غلام مخصوص حضرت خدیجه -سلام الله علیها- و مقداری كالای گرانبها عازم شام شدند.
هنگامیكه به شام رسیدند، حضرتش در سایهی درختی نزدیك صومعهی یكی از راهبان فرود آمدند.
راهب از میسره پرسید كه آن شخص كه زیر این درخت نشسته كیست؟
میسره پاسخ داد كه ایشان یكی از مردمان قریش و اهل حرم (شهر مكه) است.
راهب گفت سوگند به خدا كه جز پیامبر كسی دیگر زیر این درخت ننشسته است.
پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- كالاهایی كه با خود آورده بودند را فروخته و آنچه میخواستند خریدند و به سوی مكّه بازگشتند.
در این سفر همه تجّار سود بردند. به خصوص رسول اكرم كه از دیگران سود بیشتری نصیبشان گردید. پس از بازگشت هنگامیكه حضرت خدیجه -سلام الله علیها- از میسره دربارهی پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- سؤال كردند، میسره پاسخ داد كه تمام كارهای ایشان حساب شده و منظّم و بر اساس عقل است. همچنین او وقایعی كه در سفر رخ داده بود را بیان كرده و گفت: هنگامیكه یكی از تجّار از پیامبر خواسته بود كه به لات و عّزّی، دو بت مشهور در مكّه یاد كند، ایشان امتناع كرده و گفتهاند: چیزی نزد من پستتر از لات و عّزّی نیست.
پس از این كه حضرت خدیجه -سلام الله علیها- از این جریانات مطلّع گشتند شخصی را نزد رسول خدا فرستاده و توسط او پیغام دادند كه به علّت شرف و نسب والای پیامبر در میان قومشان و خصایصی چون امانتداری، راستگویی و نیكخویی، مایل به ازدواج با ایشان میباشند.
چون پیامبر از این موضوع با خبر شدند، عموهای خویش را خبر كرده و آنها را به خواستگاری حضرت خدیجه فرستادند.
در این مجلس حضرت ابوطالب -علیه السلام- عموی ایشان سخن را آغاز كرده و پس از حمد و ثنای الهی و ذكر پارهای از خصوصیّات رسول خدا، از حضرت خدیجه -سلام الله علیها- خواستگاری كردند. آن بانو نیز قبول كرده و بدین ترتیب خود را به تزویج پیامبر درآوردند.
در این زمان پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- 25 سال و بنا به گفته اكثر مورخان حضرت خدیجه -سلام الله علیها- 40 سال داشتهاند. (البته برای ایشان سنین كمتری هم ذكر كردهاند.(
نصب حُجُرالاَسود
حادثهی مهمّ دیگری كه پیش از بعثت رسول خدا -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- رخ داد كه موقعیّت ایشان را در دید مردم مكّه نشان میدهد، داستان نصب حجرالاسود است. همانطور كه در تاریخ آمده است قبل از بعثت، خانهی خدا - كعبه - مورد احترام و تقدّس اعراب بود و پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- و برخی اجداد ایشان به دور این مكان طواف میكردند.
سالی، سیلی در مكّه جاری شد كه باعث ویرانی دیوارهای خانهی خدا گشت و قریش كه زمامداری كعبه را به عهده داشتند، تصمیم به مرمّت آن گرفتند.
آنها دیوارها را بالا بردند و هنگامیكه خواستند حجرالاسود كه سنگ مقدّسی است در سر جای خود نصب كنند، بین این كه افتخار نصب این سنگ مقدّس نصیب چه قبیلهای شود میان آنها اختلاف پیش آمد و كار بالا گرفت تا جایی كه نزدیك بود میان آنها جنگ خونینی در بگیرد.
بالاخره پیرمرد سالخوردهای كه مورد احترام قریش بود، پیشنهاد كرد كه هر كسی را كه ابتدا از در مسجد وارد شود به داوری بپذیرند كه این پیشنهاد مورد استقبال همه قرار گرفت.
در این هنگام بود كه پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- از در مسجد وارد شدند و بزرگان قریش امانتداری ایشان را تصدیق كرده و داوری ایشان را پذیرفتند.
رسول اكرم نیز دستور دادند تا جامهای روی زمین پهن كنند. سپس ایشان حجرالاسود را میان آن جامه قرار داده و گفتند تا رئیس هر قبیله یك گوشه از جامه را بردارد.
چون جامه را برداشتند و آن را بالا بردند، شخص پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- سنگ را برداشتند و آن را بر جای خود قرار دادند و با این داوری خردمندانه از خونریزی بزرگی جلوگیری میكردند.
این حادثه میرساند كه با این كه پیامبر در هنگام وقوع این ماجرا جوانی 35 ساله بودند، تا چه حد مورد احترام قریش و دیگران بوده و همگی به امانتداری و درستكاری و درایت ایشان تصدیق داشتند.
خصوصیات اخلاقی پیامبر اكرم
با جستجو در زندگی بزرگان و دقّت و تأمل در حالات روحی آنها میتوان به كمالات و خصایل برجستهی آنها پی برده و آنها را بیشتر شناخت. از این بالاتر با نگاهی به مراحل مختلف زندگی پیامبر بزرگ اسلام -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- علاوه بر این كه با خصوصیّات اخلاقی ایشان آشنا میشویم؛ از ایشان به عنوان یك نمونه برتر و یك انسان كامل سرمشق و الگو میگیریم.
خلاصهی زندگی چهل سالهی پیش از بعثت ایشان را عفّت و پاكدامنی، امانت و صداقت، راستی و درستی، احسان و نیكی به بینوایان و زیردستان، تنفّر از پلیدیهای اخلاقی حاكم بر روزگار و بتان و بتپرستان تشكیل میدهد.
اخلاق پسندیده و رفتار جوانمردانه و نیكویی كه در پیامبر اسلام -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- دیده میشد و همگان را به ستایش و احترام وامیداشت، سبب گردید تا خداوند در قرآن ایشان را ستایش كرده و ایشان را صاحب خلق عظیم بداند.
رسول خدا از همان ابتدای جوانی در میان مردم به لقب «امین» مشهور گشته و مردم اموال خویش را نزد ایشان به امانت میگذاشتند.
حتّی هنگامیكه حضرتش تصمیم به مهاجرت از مكّه به مدینه گرفتند، با این كه جَو دشمنی با ایشان، بر مردم شهر حكومت داشت، هیچ كس در امانتداری و جوانمردی ایشان تردید نداشته و همگان، باز چون دوران قبل از بعثت اموال و اشیای گرانبهای خویش را نزد ایشان به ودیعه مینهادند، لذا پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- حضرت علی -علیه السلام- را جهت پرداخت بدهیها و تحویل اماناتی كه از مردم نزد ایشان بود، تعیین فرمودند.
پیامبر -صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم- هرگز با مردم مكّه و بزمهای شبانه و عیش و نوشهای آنها همراه نبوده و از وضع موجود رنج میبردند، از این رو گاهی مدّتها به كوه حرا میرفتند و در آنجا تفكّر و عبادت میپرداختند.
رسول خدا همواره هنگام غذا خوردن نام خدا را به زبان جاری مینمودند و از گوشتهایی كه به طور نامشروع ذبح شده بود خودداری میكردند.
ایشان مانند سایر انبیا قسمتی از دوران نوجوانی خویش را به شبانی میپرداختند. پیامبران با این شغل بیشتر از فساد و پلیدی جامعهی زمان خود دور شده و صبوری و تحمّل و مهربانی را تجربه میكردند و سرانجام با دیدن آثار نظم و قدرت خداوند در طبیعت به آخرین درجات یقین و ایمان میرسیدند.
در دوران جوانی نیز همانطور كه در قسمت ازدواج پیامبر نیز به آن اشاره شده ایشان برای مدّتی به تجارت پرداختهاند، كه همانطوركه گفته شد، رفتار و اخلاق و جوانمردی رسول خدا در این دوران باعث شیفتگی حضرت خدیجه نسبت به ایشان و سرانجام پیشنهاد ازدواج با آن حضرت شد.
پرسمان دانشجویی- اهل بیت -علیهالسلام-
تاریخ انتشار: 1394/09/16
شکیبا باشید...