در حال بارگذاری

فرار از دقیقه 90

کتاب »فرار از دقیقه نود‌» در مورد مدیریت زمان و استفاده از زمان‌های از دست رفته نوشته‌ی میلاد فتحی، به ایجاد یک تغییر پایدار در شما می‌پردازد به‌ طوری ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ راهنمایی‌ها ﻭ تکنیک‌هایی ﮐﻪ در این دوره‌ی آموزﺷﯽ می‌آموزید، ﺑﺘﻮﺍﻧید زمان خود را به بهترﻳﻦ ﻧﺤﻮ ﻣﻤﮑﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ کنید و شاهد تغیراتی دا ئمی باشید، تغییری ﮐﻪ به دست آوردن آن نیاز به صرف سال‌ها ﺗﺠﺮﺑﻪ دارد.
استفاده‌ی بهتر از زمان، ‌یکی از دغدغه‌های مهم ماست. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زمان ازﻣﺒﺎﺣﺜﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ روزها در مورد آن بسیار می‌شنوید و حتماً تا به‌ حال وب‌سایت‌ها و  کتاب‌ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ را دیده‌اید. در ﺍﻳﻦ کتاب ﺑﺮخلاف بسیاری از راهنمایی‌ها و تکنیک‌هایی ﮐﻪ همین الان ﺑﺮ روی ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ویا در کتاب‌های دیگر ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه، ﺑﻪ ﺍﺻﻮﻟﯽ می‌پردازد ﮐﻪ ﺷﻤﺎ را در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زمان پیش از پیش ﮐﻤﮏ می‌کند
.

 

بخشی از کتاب:

خیلی از کتاب‌های مدیریت می‌گویند، بهتر است کارهای خود را فهرست کنیم و آن‌ها را به دو دسته ضروری و غیرضروری تقسیم کنیم. همین‌طور به دودسته‌ی فوری و غیرفوری. ما هم با هیجان‌ همین کار را انجام می‌دهیم؛ اما وقتی صادقانه با خودمان خلوت می‌کنیم، می‌بینیم که مهم و غیرمهم، واقعاً به‌ سادگی قابل‌ تشخیص نیست. حتی فوری و غیرفوری هم تعریف مشخصی ندارد.
آیا فوری یعنی اینکه امروز باید انجام شود؟ الآن باید انجام شده باشد؟ تا آخر هفته یا تا آخر ماه وقت دارم؟ به هر حال، با هر جان کندنی هست، آن‌ها را تقسیم می‌کنیم و می‌نویسیم و از اینکه نظم شخصی و مدیریت زمان، به زندگی ما راه پیدا کرده است لذت می‌بریم. اما پس از مدتی می‌بینیم که تغییری جدی و واقعی در زندگی ما حاصل نشد و درنهایت، کار فهرست کردن و تقسیم‌بندی کردن، خودش در فهرست کارهای غیرفوری غیرضروری قرار می‌گیرد!
فهرست کارهایی که باید انجام شوند، به نظر ضروری می‌رسد؛ اما عادتی نیست که در بلند مدت همراه ما بماند یا الگوی رفتاری ما را تغییر دهد. اگر هم‌چنین چیزی اتفاق بیفتد، نگاه کردن روزانه به فهرست بلند بالایی که قسمت عمده‌اش هنوز انجام نشده، ناراحتی و افسردگی به همراه می‌آورد! با این‌ حال، ما هم می‌خواهیم شما را به تنظیم یک فهرست دعوت کنیم؛ اما فهرستی که کمی متفاوت است.
آیا دقت کرده‌اید که وقتی یک کار مشخص انجام نشده و باید انجام بشود، همیشه بخشی از ذهن ما را به خودش اختصاص می‌دهد؟ حتی وقتی به‌ صورت آگاهانه به آن فکر نمی‌کنیم؟ مهم نیست که این کار بسیار کوچک است مانند بردن سطل زباله کنار در یا کار بزرگ مانند درخواست جلسه از مدیریت برای اعلام استعفا اگر کاری به ذهن ما برسد و انجام نشود و به آینده موکول شود، این کار بخشی از مغز ما را به خودش اختصاص می‌دهد. تا روزی که تکلیف آن مشخص شود.
حتی شاید کارهای فراموش شده فشار بیشتری به ذهن بیاورند. نمی‌دانیم که دقیقاً امروز چه‌کارهایی داریم؛ اما یادمان است که خیلی کار داریم و چند بار در طول روز، به‌زحمت فکر می‌کنیم و به ذهن خودمان فشار می‌آوریم و آن‌ها را فهرست می‌کنیم و غصه می‌خوریم و نگران می‌شویم و بعد به مغز خودمان فشار می‌آوریم که آن‌ها را فراموش کنیم و چند لحظه استراحت فکری داشته باشیم! فلسفه‌ی اینکه می‌گویند فهرست کارهای انجام نشده خود را بنویسید هم از همین مسئله ریشه گرفته است... .


تاریخ انتشار: 1399/09/15


شکیبا باشید...