

هفته ی کتاب و کتاب خوانی گرامی باد.
معرفی کتاب زن آقا:
کتاب زن آقا گزارش سفر تبلیغی یک زوج طلبه است که به یک روستا در جنوب اتفاق می افتد .
سفر یکماهه این زوج به سنتها و اقلیم یک روستای جنوبی با اتفاقات غیرقابل پیشبینی همراه می شود.
همسر سید که مردم به او زنآقا می گویند ،ناخواسته وارد مسئله ای میشود که او را به لحاظ ذهنی بسیار درگیر میکند...
برشی از کتاب:
یک نفر اسم دخترم را پرسید. تا سر برگرداندم که جوابش را بدهم یک نفر بیخ گوشم را گرفت توی دستش و چسباند به دهانش:" اسم واقعی دخترت رو به اینا نگو !"خشکم زد. برگشتم و نگاهش کردم. چشم های درشت و گیرایی داشت. موهای موجدار فلفل نمکی اش را از وسط باز کرده بود. یک خال گوشتی زیر لبهای باریکش نشسته بود. چهرهاش ترسناک بود اما لبخندش به دل مینشست. قوه آدمشناس میگفت بهش اعتماد کنم.
- نبات !نبات سادات صداش میکنیم.
دروغ نگفتم. گاهی توی خانه دخترم را نبات سادات صدامیکردیم. اسمش همهمه ی دیگری به پا کرد. بعضیها از اینکه اسم دختر یک آخوند نبات باشد، تعجب کرده بودند. بعضیها ذوقزده شده بودند.
تاریخ انتشار: 1399/08/26
شکیبا باشید...